تبلیغات
(=^-^=) وب هپول پپوی خودم - آه
(=^-^=) وب هپول پپوی خودم
شرکت توی نظرسنجی یادت نره ! خوش بگذره :)
ب
بدون مقدمه برید این متنو بخونید . 



کپی شده از : /fefefm.blogfa.com




یک هفته بود کارتهای عروسی روی میز بودند
 

هنوز تصمیم نگرفته بود چه کسانی را دعوت کند

 
 

لیست مهمانها و کارهای عروسی ذهنش را پر کرده بود...

 

برای عروس مهم بود كه چه كسانی حتما در عروسی اش باشند

 
 

از اینكه فلانی سفر بود و به عروسی نمی رسید خیلی خیلی دلخور بود

 

کاش می آمد ...

 
 

خیلی از كارت ها مخصوص بودند. مثلا فلان دوست و فلان رئیس ...خودش

 
 
 

کارتها را می برد با همسرش! سفارش هم میكرد كه حتما بیاینداگر نیایید دلخور میشوم

 

دلش می خواست عروسی اش بهترین باشد. همه باشند و خوش بگذرانند

 
 
 

تدارک هم دیده بودآهنگ و ارکست هم حتما باید باشند، خوش نمی گذرد بدون آنها!!!؟

 
 
 
 
 
 
 

بهترین تالار شهر را آذین بسته ام چند تا از دوستانم که خوب میرقصند حتما باید باشند تا مجلس

گرم شودآخر شوخی نبود که شب عروسی بودهمان شبی که هزار شب نمیشود

همان شبی که همه به هم محرمندهمان شبی که وقتی عروس بله میگوید به تمام مردان شهر

محرم میشوداین را از فیلم هایی که در فضای سبز داخل شهر میگیرند فهمیدم

 
 

همان شبی که فراموش میشود عالم محضر خداست

 

آهان یادم آمد. این تالار محضر خدا نیست تا می توانید معصیت کنید

 
 

همان شبی که داماد هم آرایش میکند. همه و همه آمدند حتی 7پشت غریبه

 
 
 

اما ..................... کاش امام زمانمان "عج" بودحق پدری دارد بر ما...

 
 

مگر می شود او نباشد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟مگر میشود شب عروسی دختر، پدر نیاید

 

(آخه امامان پدر معنوی ما هستن)

 
 
 

عروس برایش كارت دعوت نفرستاده بودواصلامنتظرش که هیچ حتی به فکرش هم نبود، اما آقا آمده

بود.به تالار كه رسید سر در تالار نوشته بودند:

 

(ورود امام زمان"عج" اكیدا ممنوع!)

 

دورترها ایستاد و گفت:دخترم عروسیت مبارک!

 

ولی ای كاش كاری میكردی تا من هم می توانستم بیایم...

 
 
 
 

دخترم من آمدم اما ....

از ماموریت که برگشت خوشحال بود پرسید:راستی فرمانده گمراه کردن اینها چه فایده ای دارد؟ ابلیس جواب داد:امام اینها که بیاید روزگار ما سیاه خواهد شد اینها که گناه میکنند امامشان دیرتر می آید با کنجکاوی پرسید:این هفته پرونده ها چطور بود؟ ابلیس یک نگاه عاقل اندر سفیهی به او انداخت و گفت: مگر صدای گریه آقایشان را نمی شنوی؟من گناه می کنم و تو جورش را می کشی... سندش؟؟؟؟؟ طولانی شدن "غیبتت



نوشته شده در تاریخ شنبه 22 خرداد 1395 توسط سویو دو | این دفعه بجای نظر یه صلوات برای ظهور آقامون بفرست...()
درباره وبلاگ
ღ¸.•*` `*•.¸ ღ ღ¸.•*` `*•.¸ ღ ღ¸.•*` `*•.¸
اینجا یه وب خیلی خیلی باحالــــــ
و
عالیهـــــــــ
برید خوش باشیـــــــــد ^^
ღ¸.•*` `*•.¸ ღ ღ¸.•*` `*•.¸ ღ ღ¸.•*` `*•.¸


_̴ı̴̴̡̡̡ ̡͌l̡̡̡ ̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ ̡͌l̡̡̡

» پست الکترونیک
» تماس با مدیر
» RSS
» ATOM
مطالب اخیر
» :)
آرشیو مطالب
نویسندگان
نظر سنجی
» از چی پست بذارم ؟






پیوند های روزانه
» بر
صفحات جانبی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :